
پشتیبانی:09127422607


«بنگریم که در یثرب چه میگذرد؟ مردم چشم به راه رسول خدایند و بیصبرانه دیدار و ورودش را انتظار میبرند. حالت روحی و عاطفی آنان را میتوان حدس زد، مانند کسانی هستند که در تاریکی شب، طلوع خورشید را انتظار میکشند ... تا این که شندیدند: رسول خدا از قبا به سوی یثرب حرکت کرده است. پیک شادی این مژده را در همه شهر منتشر کرد. مردم بی هیچ درنگی از شهر بیرون آمدند، پیاده و سواره به استقبال رسول خدا (ص) شتافتند و کاروان رسول خدا را که به یثرب نزدیک میشد در میان گرفتند. حضرت رسولالله با لباسی پاکیزه و آراسته با چهرهای متبسم و زیبا و درخشان، در پایان راه هجرتی دشوار و شکوهمند، سوار بر شتر سپیدش، وارد یثرب شد. علی بن ابیطالب (ع) و دیگر یارانش او را همراهی میکردند. نسیم خنکی میوزید، شاخههای نخل در تابش پرتوهای خورشید، میدرخشید. مردم، رسول خدا را میشناختند، عدهای او را در کار امضای پیمان عقبه دیده بودند و دیگران وصفش را از مصعب دلاور شنیده بودند...» آنچه در بالا خواندید بخشی از جلد دوم کتاب «سلام بر خورشید» نوشته سیدعلیاکبر حسینی، آشنا و صمیمی خانوادهها است. این کتاب توصیفی است از زندگانی درخشان و پرفضیلت رسول خدا که در پنج جلد تهیه و تنظیم شده است. جلد دوم کتاب، «هجرت الهی تا وصلت آسمانی» به تشریح حوادث سالهای اول و دوم هجرت میپردازد.