
پشتیبانی:09364752112


کتاب حوالی احمد به قلم فائضه غفار حدادی از چهار زاویه خیلی نزدیک، نزدیک، دور و خیلی دور و از دریچهای متفاوت لایههای پنهان زندگی شهید احمد کاظمی را روایت میکند. حوالی احمد از زبان همسر شهید، همرزمان شهید چون شهید سلیمانی و شهید تهرانی مقدم و افرادی که پیش از این لب به سخن نمیگشودند، روایت میشود. به همین خاطر است که حوالی احمد با دیگر کتب منتشر شده درباره شهید کاظمی متفاوت است. حوالی احمد قهرمانش را از زبان مخاطبانش میگیرد و احمدی را تصویر میکند که رزم را آزموده بود. مثلا در روایتی از محمود احمدپور میخوانیم: «دیدار سومم در عملیات بیتالمقدس و در ورودی خرمشهر بود. واقعا فاتح خرمشهر خودش بود.» تعابیری این چنینی در کنار فضاسازی توصیفی داستان مخاطب را به این نقطه میرساند که احمد یک قهرمان است. غفار حدادی در این نوشتار کوشیده تا روایتی یک دست از رزم و بزم شهید فراهم آورد و ایشان را به دور از اغراق و مبالغه به عنوان الگویی نیکو به نسل حاضر معرفی سازد. در حوالی احمد نویسنده نشان میدهد شهید هم اشتباه میکند و قضاوت را بر عهده خواننده میگذارد تا قهرمانش را آن گونه که هست تصویر کند. اما چرا شهید احمد کاظمی؟ سردار شهید احمد کاظمی در سال 1338 در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود و همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل بود که پیدایش جرقه های انقلاب اسلامی او را به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی کشاند. در اوایل سال 59 به کردستان رفت و با رزمی بیامان، دشمنان داخلی انقلاب را سرکوب کرد. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهههای نبرد، از جبهههای کردستان تا میادین جنوب، سپری کرد. او در صف مقدم مبارزه با متجاوان بعثی قرار داشت و سِـمت هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر 8 نجف، یکسال فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به عهده داشت. گذشته از اینها در جواب سوال «چرا شهید احمد کاظمی؟» باید گفت که شهید کاظمی تنها شخصی است که شهید قاسم سلیمانی دربارهاش فرمودند: «حاضرم تمام عمرم را بدهم تا یکبار دیگر صدای احمد را بشنوم» گویا احمد بر دلها حکومت میکرده است.